-
مه بانگ :بانگ انديشه ،بانگ خوشبختي !مه بانگ كوله باري است از ارزشمندترين سوژه ها و مفاهيم بنيادي ،كه هركس نياز دارد در راه خوشبختي اش به آنها بينديشد .مه بانگ براي همه است :ما با هر شغل و تخصصي بايد به اين مفاهيم توجه كنيم!درست همان طوركه بايد از نكات مهم بهداشتي و سلامتي، آگاهي داشته باشيم .اين سوژه ها ريشه در واقعيات هستي دارند و مي توانند ساختار انديشه ما را استواري بخشند و زندگي مان را پر نشاط و شاداب سازند.اينها حياتي ترين يادآوري ها براي خوشبختي ما هستند .مه بانگ را هرچه بيشتر گوش كنيم و به نكات آن بينديشيم .هدف ما طرح پرسش هاي تازه و ترغيب به كنجكاوي و جستجو براي كشف آنها است .از مجموعه مه بانگ :1. خداي من2. پيش ، به سوي خوشبختي !3. خانه خدا : آرمان خوشبختي4. پيشتازان راه آسمان
-
روزي كه اول بار خودم را كشف كردم ،
وجودم و بودنم رابسيار شگفت انگيز يافتم .اين ـ يك تولد بود براي من :به پديده هاي اطرافم خيره مي شدموآدم ها ،پرنده ها ،و ستاره ها ،برايم عجيب و حيرت آور بودندگاهي فكر مي كردم نكند دارم خواب مي بينم . . . آخر ،اين همه شگفتي ،اين همه معجزه !؟براي فهم اين معماي بزرگ به راه افتادم ،به هر محفلي سركشيدم و به هر جمعيتي پيوستم :محضراستادان و مرشدان ،خروش ذكر درويشان ،بزم هاي روشنفكري وفلسفي ،حتي انجمن ارتباط با ارواح !تا بالاخره در دانشگاه صنعتي شريف در دهه 50 خود را درميان مبارزان يافتم .آنجا وقتي با پديده مرگ روبرو شدم و برسر دوراهي انتخاب قرار گرفتم ،از خواب بيدار شدم .درفراز و نشيب رويدادها و ماجراهاي پرهيجان زندگي ،در اوج پرشورترين صحنه هاي كاميابي و وصال ،يا در فرود هجران ، مرگ و جدايي ،تا تازيانه هاي غيب كه مرا از غفلت وغرور برحذر مي داشت ،خدا را يافتم .تنها ياداو بود كه هركجا سقوط مي كردم ،يا به بن بست مي رسيدم،به من نيرو و اميد مي بخشيد ،و دوباره به راهم مي انداخت .به راستي ،شورانگيزترين ولذت بخش ترين احساس انسان ،كشف حضور خداست :ديدارخدا !نظر به وجه كريم خداوند ،درخشان ترين و به ياد ماندني ترين لحظه هاي زندگي آدمي است :سرشاراز زيبايي و نور،لبريزازخشنودي وخوشبختي ،درآسماني گشاده وبي كران ،تا بلنداي ابديت .با خدا چه زيباست دنياي من و زندگي من ،و چه اندازه گسترده و باشكوه است !با ياد خدا و در حضور او ،احساس مي كنم تنها نيستم و با همه كس و همه چيز،پيوندي سرشار از عشق ومحبت دارم ،هستي من با بي نهايت در آميخته است ،قطره اي هستم كه از پشتوانه ي دريا بهره مندم .اين تجربه ، با همه شگفتي و عظمتي كه دارد اصلاً و ابداً دشوار نيست ،به هيچ واسطه اي نياز ندارد ،مخصوص افراد برگزيده و ممتاز ياگروهي ويژه هم نيست ،بلكه بر عكس خيلي ساده براي همه دست يافتني است .كافي است كه :ـ از خواب زندگي ي يكنواخت بيدار شو ي ،ـ به خودت و به طبيعت نگاه كني ،ـ و بينديشي . . .تو خود از نشانه هاي بزرگ خدايي ! -
حي علي الفلاح :پيش ، به سوي خوشبختي !سمفوني نظم طبيعت:اولين گام در راه دستيابي به خوشبختي ، آشنايي با نظم طبيعت است.« نظم » همان سمفوني پرشكوهي است كه به همه طبيعت و همه گياهان و جانداران شكل مي دهد و انسان را درآغوش خود مي پروراند. ما با تمامي موجوديت مان به طبيعت وابسته ايم .نظم در طبيعت به معناي آن است كه قاعده و فرمول ثابتي بر رفتار همه پديده ها حاكميت دارد.همه فرمول هايي كه در علوم فيزيك و شيمي خوانده ايد نمونه هايي از اين نظم اند.قانون جاذبه عمومي نيوتون رابطه ثابت و تغييرناپذيرميان دو جرم مادي را در قالب يك فرمول رياضي بيان مي كند. حركت يك سنگ روي زمين و يا گردش ستاره ها و كهكشانها همه برطبق همين قانون صورت مي گيرد.الكترون در هر جاي عالم باشد رفتار ثابتي دارد و طبق قاعده معيني برگرد هسته اتم مي گردد. اين قاعده از ابتداي پيدايش جهان تا به امروز تغييري نكرده است.نمايش رفتار تعداد زياد الكترون ها و رابطه آنها باهم و با ذرات ديگر، هم چنان تابع نظم و قاعده است- اما نظمي پيچيده تر. وقتي تعداد بسيار زيادي الكترون را به سوي نقطه اي شليك مي كنند، محل برخورد الكترون ديگر مانند يك گوي ساده قابل محاسبه نيست بلكه آنها در محل اصابت در حول نقطه مورد نظر، باهم شكلي را به نمايش مي گذارند كه با قوانين مكانيك كوانتومي مطابقت دارد. گويي هر الكترون ابتدا محل برخورد ساير الكترون ها را مي سنجد و آنگاه بر مبناي عملكرد آنها جايي را براي خود انتخاب مي كند- درست شبيه اين كه يك الكترون بخواهد در كنار عده اي بايستد و همراه آنها عكس دسته جمعي بگيرد. او ابتدا به آرايش صفوف افراد در مقابل دوربين توجه مي كند و سپس جاي مناسبي براي خود بر مي گزيند: نمونه اي از نظم دسته جمعي- صلات!تسبيح، صلات، حمد؟در جانداران و سامانه هاي زيستي هم نظم برقرار است- وظيفه شناسي فردي و نظم جمعي.زنبورها چنان هماهنگ و برطبق هدف هاي جمعي شان رفتار مي كنند كه از نظر علمي اجتماع آنها دقيقاً يك ارگانيسم زنده، يك موجود زنده به حساب مي آيد. اين به معناي آن است كه هر يك از زنبورها مانند عضوي از يك اركستر عمل مي كنند و ساز خود را به خوبي مي نوازند. اما بالاتر از اينها، از تلاش زنبورها يك آهنگ دسته جمعي حاصل مي شود كه چيزي فراتر از ساز تك تك آنها است- موسيقي اركستر زنبورها!وظيفه و مأموريت فردي هر زنبوري «تسبيح» اختصاصي اوست.آهنگ دسته جمعي اركستر زنبورها «صلات» آنها است.صلات، بيانگر هماهنگي افراد يك گروه است. صلات، نمايش بيروني مأموريت يك گروه يا يك نوع از جانداران است. تسبيح تك تك افراد، با صلات جمعي آنها هماهنگ است. هركس در تسبيح فردي خود دقيقاً ملودي صلات جمعي اش را رعايت مي كند- او صلات گروه خود را مي شناسد.در عين حال صلات، بيانگر مأموريت گروهي است كه اهدافي بالاتر را در درون سيستمي بزرگتر دنبال مي كند. يك سامانه زيستي متشكل از هزاران نوع گياه و جانور، نمونه يك سيستم بزرگ است. اجتماع هر نوع جانوري، يك صلات ويژه براي خود دارد اما به منزله يك عضو از سيستم بزرگ زيستي، دنبال تأمين آهنگ كلي اركستر جمعي اين سيستم بزرگ است.آهنگ موسيقي اين سيستم بزرگ زيستي«حمدخدا» است: ترانه هماوازي و نظم عمومي سيستم!همه آنها كه با تسبيح و صلات خود، موسيقي حمد الهي را مي نوازند بر «صراط مستقيم» اند.«راه راست» شاهراه رژه همه انواع جانداراني است كه هريك به تسبيح و صلات خود اشتغال دارند و هماهنگ و هماواز، ترانه حمد الهي را سر مي دهند.درست همان طور كه صلات يك گروه، تسبيح افرادآن را تنظيم مي كند؛ «حمد»، صلات گروه ها و انواع جانداران را همسو و هماهنگ مي سازد.انسان و دنياي خيالي او:همه موجودات زنده در دنيايي طبيعي و واقعي، به نظم و به سامان زندگي مي كنند و احساس رضايت و خوشبختي دارند. آنها چيزهاي غير واقعي را در ذهن خود نمي پرورانند. آنها دچار وسوسه نمي شوند. اما انسان يك استثنا است چرا كه او قدرت خيال پردازي و تصويرسازي دارد و قادر است كه به موازات دنياي واقعي اطرافش، دنياي متفاوتي را در خيال خود بسازد و حتي اتفاقات غيرممكن را در ذهنش مهندسي كند. از اين منظر، انسان در همه طبيعت، موجودي ممتاز و بي نظير است.ما اين تصوراتمان را خيلي جدي مي گيريم-گاهي جدي تر از واقعيت هاي پيرامونمان- و جالب تر آن است كه نسبت به تصوراتمان واكنش نشان ميدهيم. وقتي درگوشه اي آرام نشسته ايم، يك تصور زيبا و دوست داشتني، هيجان زده مان مي كند و يا يك خاطره ي ناگوار، قلب مان را به درد مي آورد.گاهي حتي با تصور از دست دادن يك عزيز، اشكمان سرازير مي شود. اينها واكنش طبيعي به تصورات ذهني و صرفاً خيالي ما هستند - وگرنه ما در اطرافمان اثري از آنها نمي بينيم !« هركس درمركز دنيايي زندگي مي كندكه با تجربه هايش طي سالهاي عمر ساخته است. احساسات و افكار هرفردي دراين دنياي شخصي تنها براي خود او قابل فهم است. واقعيت براي هركس همان چيزي است كه خود او درك مي كند .»فرمول خوشبختي:خوشبختي با رؤياهاي خيالي انسان به دست نمي آيد. فرمول خوشبختي حساب و كتاب دارد . به ذوق و سليقه يا دلخواه من و تو نيست .فرمول خوشبختي من و تو را نظام آفرينش تعيين مي كند. ما بايد آن را كشف كنيم. ما نمي توانيم ويژگي هاي طبيعي مان را انكار كنيم. مگر مي شود هوس كنيم هميشه چشم بسته يا سينه خيز راه برويم؟ آيا خنده دار نيست كه بگوييم از نيروي جاذبه خوشمان نمي آيد !؟برجسته ترين ويژگي ممتاز انسان، بهره مندي از ظرفيت عظيم و استثنايي ي دستگاه عصبي و مغزي است. ما را مجهز به يكصد ميليارد نوُرون عصبي كرده اند كه با آن جهان را بشناسيم. ما اگراين نعمت عظيم را ناديده بگيريم هرگز نمي توانيم به خوشبختي برسيم .اگر نخواهيم از چشم وگوش و مغزمان استفاده كنيم فقط خودمان را محروم و درمانده كرده ايم :يادتان باشد كه موش هاي تازه متولد شده اگر يك هفته از چشمهاي شان استفاده نكنند براي هميشه كور ميشوند ! Use it or lose it!راه راست تنها راه خوشبختي ما است:همه آفريده ها بندگان خدايند. به بركت اين بندگي ، هيچ جنبنده اي سرگشته و حيران نيست.همه به درستي وظيفه خود را ميدانند .كسي راهش را گم نمي كند.همه بر راه راست، يك صدا تسبيح گوي حمد خدا هستند. همه درپناه خدا احساس خوشبختي دارند.اما در اين نظام پرشكوه حمد خدا ، انسان يك استثناست:انسان ، آيين نماز و تسبيحش را نمي شناسد.او نميداند روي زمين چه كاره است، چه ماموريتي دارد و از چه راهي بايد برود.انسان سرگشته و درمانده است و راه خوشبختي اش را گم كرده.« راه راست» راه بندگي خداست : هماواز با آفريده هاي خدا، و هماهنگ با حمد كيهاني.صلات انسان- آيين نماز او:صلات در انسان نيز جنس جمعي دارد. صلات نمايشگر مأموريت انسان است در قبال انسان هاي ديگر و در قبال همه گياهان و جانداران روي زمين. انسان پاسدار نظام آفرينش بر روي زمين است.و انسان تنها جانداري است كه به عنوان جانشين خدا در زمين، افتخار آن را داردكه آگاهانه صلاتش را انتخاب كند و خدا را بخواند و سجده كند.اما آيين نماز و صلات انسان رو به كدام قبله دارد؟آن قبله كه نمايشگر شكل آرماني نماز و صلات انسان است در كجاست؟- خانه خدا، خانه مردم!
-
1. حج - آهنگ خانه خدا
2. حج : معناي نماز3. كعبه، پرچم آيين ما است4. در خانه خدا5. مكتب در يك كلمه6. مدرسه حج7. قبله ، نمادگويا8. بازگشت از حجبراي آن كه عظمت پيام حج را دريابيد كافي است توجه كنيد كه گرچه شرك و بت پرستي چالشي بزرگ بر سر راه پيامبران بود با اين حال براي گردنكشان تاريخ، تسليم در برابرخداي واحد آنقدر سخت و باورنكردني نبود كه قبول برابري با مردم عادي كوچه و بازار!حج از نماز آغاز مي شود ، از قبله ، ازصراط مستقيم .قبله ي نماز ما كعبه است. صراط مستقيم ازكعبه مي گذرد:سوي قبله ، سوي كعبه- سوي خانه خدا ، سوي خوشبختي .كعبه ، همچون ستاره قطبي است كه بر پيشاني آسمان مي درخشد و ما را به سوي آرام ترين نقطه روي زمين هدايت مي كند.كعبه ، مانند يك فانوس دريايي است كه ما را در درياي طوفاني از سرگشتگي رهايي مي بخشد و ساحل نجات را به ما نشان مي دهد .آفريده هاي خدا همه در صراط مستقيم كه همان شاهراه بندگي خدا است قرار دارند و هركدام، وظيفه خود را به درستي مي دانند و به آن عمل مي كنند. تسبيح و صلات هرآفريده اي ، آيين نماز و بندگي او است .درميان همه آفريده هاي خدا ، انسان يك استثناء است. او نمي داند چگونه بايد پيوندها و روابطش را با مردم و دنياي اطراف طراحي و مهندسي كند .انسان نمي داند كه با كدام الگوي رفتاري و با چه شيوه زندگي در مسير بندگي خدا در صراط مستقيم قرارمي گيرد ؟(انسان نمي داند كه چه سازي را به دست گيرد ، چه نوتي را بنوازد و با كدام گروه نماز بخواند تا با سمفوني حمد خدا همنوا و هماهنگ باشد؟ )(نماز، شهابي است بردنياي تاريك ما ، كه پنجره هاي قلبمان را مي گشايد ، و افق نگاه مان را وسعت مي بخشد رو به دنيايي به سامان- سرشار از حمد . . . همه تسبيح . . . زيبا و پرشكوه .)كعبه ، جايگاه حمد خدا است ، نمايشگر صلات انسان و آيين بندگي خداست .كعبه، مدرسه توحيد است.حج، نمايش تمام اسلام است.كعبه، پرچم مبارزه با شيطان براي زدودن شرك،كبر، برتري طلبي و خودپسندي از درون انسان است.حج، سرود يكتايي خدا است- آيين بندگي خدا و نمايش برابري بندگان خدا !كعبه، قبله است- صراط مستقيم را به ما نشان مي دهد.كعبه قبله است ، شكل آرماني روابط انسان ها است ،كعبه ، پرچم امت واحد انساني است .كعبه ، الگوي جامعه اي است كه نيكوكاران براي تحقق بخشيدن به آن با هم مسابقه مي دهند.لبيك اللهم لبيك،لبيك لاشريك لك لبيك! -
جعفرابن محمد- ابي عبدالله- امام صادق (ع)
نامي آشنا براي همه ماست .و ما اينجا و آنجا روايت هاي زيادي از زندگي آن حضرت و ساير دوستان خدا شنيده ايم.ولي براستي اولياء خدا چه تفاوتي با ساير بزرگان تاريخ داشته اند؟ويژگي هاي ممتاز دوستان خدا كدام اند؟1. دوستان خدا رباني اند- خدايي اندخدا ، خدا ، رنگ خدايي - چشمگيرترين چيزي است كه آشكارا در همه پندار و گفتار و كردار اولياء خدا به روشني تجلي دارد.نورخدا در نگاه آنها ، دركلام و رفتارشان ، درلبخندشان . . ، حتي در نگراني هاي شان هويداست .در ژرفاي قلب و سويداي جان آنها، فقط خدا را مي توان يافت.خدا براي آنها معناي زندگي است، هدف زندگي است، بالاترين دغدغه است.دوستان خدا همواره شكوه و عظمت حضور خدا را حس مي كنند ، گويي خورشيد پرفروغي برفراز آنها مي درخشد كه همه حواس و توجه آنها، و همه قلب و روح آنها را به سوي خود جلب كرده است .آنها در شگفتندكه چگونه برخي مردمان ، از اين خورشيد با آن همه درخشش و گرما ، غافلند .2- اولياء خدا به قيـامت باور دارنداولياء خدا به قيامت باوردارند- چنان كه گويي آن را مي بينند.اعتقاد و باور به قيامت،گواه باور آنها به خداست.اولياء خدا قيامت را مرحلة اصلي ي زندگي بشر مي دانند .دوستان خدا پيوسته در شوق ديدار پروردگار، و بهشت رضوان اويند ،و در عين حال ، از دوزخ شرمساري و شرمندگي در پيشگاه خداوند در هراسند.3- دوستان خدا اهل انديشه اندگروهي از مردم در دنياي كوچكي زندگي ميكنند- دنيايي در محدودة دغدغهها و آرزوها .لذت نان و آب و جفت و نسل، و مقام و ثروت و اتومبيل، دنياي زيستي آنها را تشكيل مي دهد.آنها هيچ وقت از خود نمي پرسند كه كي هستند، ازكجا آمده اند و چه ارتباطي با دنياي اطراف، و با پرنده ها وستارهها دارند.تفكر و انديشمندي ، از مختصات برجسته اولياء خدا است.توجه به نشانه هاي خدا و انديشيدن در آنها ، دوستان خدا را تا آستان پرجلال خداوندي بالا ميبرد .دوستان خدا باور دارندكه امروز ، حساسيت چشم و قلب ما به آفريدههاي خدا ، ضامن بيداري و بينايي ما در فرداي قيامت است .4- اولياءخدا قرآني اندشادابي و خوشبختي اولياء خدا، به خاطر بهرهمندي آنها از كتاب خداست.تلاوت قرآن و تدبر درقرآن، در راس اعمال صالح اولياء خدا قرار دارد .تنها كتاب خداست كه در فراز و نشيب هاي زندگي، يقين به خدا و يقين به قيامت را براي اولياء خدا فراهم مي آورد.دوستان خدا با قرآن نگاه ميكنند ، با قرآن مي انديشند و با قرآن عمل ميكنند.5- نيايش نيمه شبانتلاوت قرآن و نماز شب، معجزه ديدار خدا است : باران حكمت و معرفت خدا .شبانگاهان ، وقت تلاوت قرآن و تدبر در قرآن است - هنگامة خواندن نمازي سرشار از آيه هاي قرآن و شاداب از نام هاي خدا .نماز شب پنجرهاي است به سوي آسمان ، به سوي وجه كريم خدا . . . ديدار خدا !كتاب معرفتُ الله ، و كتاب تزكية روح را ، بايد سحرگاهان در بارگاه قدس خداوندي تلاوت كرد :دوستان خدا ، به بركت قرآن و نماز شب ، به مقام شايسته در پيشگاه خدا دست مي يابند .6- اولياء خدا- مردان عملاولياء خدا همه اهل عمل بودند، اما جديترين عمل براي آنها نماز، انديشيدن، تدبر در قرآن بود.اولياء خدا برجسته ترين نمونه هاي اخلاق و شفقت برمردم بودند.فعاليت اجتماعي از بارزترين ويژگي هاي اولياء خدا است. دوستان خدا ، براي رفتار اجتماعي شان، الگويي كامل از جامعة آرماني ابراهيم خليل در اختيار داشتند.خانه خدا، قبله و راهنماي اخلاق و رفتار دوستان خدا بود.اين قبله، نگرش اجتماعي و شيوههاي زندگي آنان را تشكيل ميداد .اولياء خدا درتمام گفتارشان وكردارشان در طول زندگي ؛ شاهد ،گواه ، امام و الگوي عيني براي خانة خدا بودند. آنها درعمل نشان مي دادند كه قبله ، آرماني شاعرانه و دور از دسترس نيست ، بلكه در هر زمان و مكاني مي تواند به اجرا در آيد.اولياء خدا با هرگونه خودپسندي و برتري طلبيِ فرقه اي مبارزه مي كردند چرا كه آنرا نشانة آشكار شرك و ضد ارزش هاي خانة خدا مي دانستند.